شعرهايى تنهايى
شعرهایی ازغم و تنهایی
خدايا عاشقان را با غم عشق آشنا كن...![]()
زغم هاي دگر غير از غَمه عشقت رها كن...![]()
تو خود گفتي كه در قلب شكسته خانه داري...![]()
شكسته قلب من جانا به عهد خود وفا كن...![]()
خدايا بي پناهم كه جز از تو نخواهم...![]()
اگر عشقت گناه است...![]()
ببين غرق گناهم...![]()
دو دست دعا فرا بردم به سوي آسمانها...![]()
كه تا پر كشم به بال غَمت رها در كهكشانها..![]()
زدست ياري اگر كه نگيري تو دست دلم را دگر كه نگيرد...![]()
به آه و زاري اگر كه نپذيري شكست دلم رادگر چه پذيرد...![]()

نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386| ساعت
| توسط دنیا| |
