شعرهايى تنهايى
شعرهایی ازغم و تنهایی
از همون لحظه که گفتی میرم اما برمی گردم
می دونستم که یه عمری باید دنبالت بگردم 
شبا با یاد و خیالت تا به هر سپیده مردن

شب بی تو بودن من دیگه فردایی نداره

از تو گفتن از تو خوندن با تو بودن از تو سرودن

از لبات عشقو شنیدن با تو لحظه ها رو دیدن
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387| ساعت
| توسط دنیا| |
